دعواي تایید فسخ
وقتی ما از انحلال قرارداد صحبت می کنیم منظور ما بطلان قرارداد نیست به عبارت دیگر بطلان قرارداد جز دعاوي انحلال نیست چرا ؟ چون قراردادي باید منعقد شده باشد که صحبت از انحلال بشود چیزي که از همان ابتدا نبوده و باطل بوده که ما از بین نمی بریمش.
دعاوي انحلال عبارتند از : دعواي فسخ ، اقاله ، انفساخ که دعوای تائید فسخ نیز جزئی از آنهاست
مثال: در خصوص عقد اجاره ، مستاجر دعوای تائید فسخ اجاره به استناد خیار عیب را داده ؛ در مقابل موجر دعواي تقابلی مطرح کرده به خواسته تعیین اجرت المثل، آیا اگر اجاره فسخ بشود برای مدتی که از عقد سپری شده؛ اجرت المسمی را باید راي بدهیم یا باید اجرت المثل تعیین کرد ؟
دعاوی تائید فسخ بسیار پیچیده اند لذا حتما با وکیل مشورت کنید
دعواي دیگر : خواهان دعوای تائید فسخ عقد بیع به استناد خیار شرط مطرح کرده ؛ بایع اومده می گه : آقاي قاضی من ماشینم را فروختم به خوانده و تا یک سال براي منِ فروشنده حق فسخ گذاشته، من خیار شرط داشتم و اعمال کردم و فسخ کردم ، شما تایید کن ؛ خوانده دفاع می کند : خواهان حرف بیخودي می زند و کافه خیارات اسقاط شده و درسته که در بند 6 قرارداد گفته شده که بایع تا یکسال حق فسخ دارد ولی درچند بند پایین تر کافه خیارات را اسقاط کرده ؛ این دعواي تایید فسخ قابل پذیرش هست یا خیر ؟
دعواي دیگر : خواهان دعواي تایید فسخ عقد خود با خوانده را مطرح می کند ؛ حالا یک وقت به موجب خیار فسخ است( مثلا به استناد خیار غبن)و خواهان به دادگاه می گوید علاوه بر این که عقد، مابین من و خوانده را فسخ می کنی، عقود بعدي اي هم که خریدار نسبت به این مبیع انجام داده آنها را هم باطل اعلام کن و مبیع را از آخرین نفر بگیر و بمن بده آیا چنین دعوایی قابل پذیرش است یا نه و همین که مبیع موضوع معاملات دیگري قرار گرفت دیگر نمی توانم فسخش کنم و فقط می توانم،ا به التفاوت را بگیرم؟


ماهیت فسخ یک عمل حقوقی و ایقاع است و براي اینکه این عمل حقوقی محقق شده باشد نیازمند این هستیم که قصد واقعی من ابراز هم بشود شما در عقود این را پذیرفته اید و در خصوص فسخ که خود یک ایقاع است هم همین است و اگر آقاي ذوالخیار دعواي تایید فسخ را مطرح بکند به عنوان یکی از دلایلش باید اثبات بکند که حق فسخی که داشته انشا و ابراز کرده، به همین دلیل است که آقاي خواهان در دعواي تایید فسخ ، بعنوان یکی از دلایل اظهارنامه ای که موید اعمال حق فسخ است را هم ضمیمه می کند و در ستون دلایل هم ذکر می کند.
فسخ بدون اظهارنامه یا با اظهارنامه
ممکن است یک اتفاق دیگري هم بیفتد و آنچه مهم است این است که باید اراده ذوالخیار ابراز بشود و من دادگاه باید به این برسم که خواهان این عقد را فسخ کرده و حالا تایید فسخ را از دادگاه می خواهد و حتما نیاز نیست با اظهارنامه باشد خواهان به دادگاه مراجعه می کند و میگوید آقای قاضی لطفا فسخ بیع این ماشین را که خریده ام و بعد فسخ کرده ام را تائید کن.اظهارنامه ندارم ولی دو شاهد دارم آنچه مهم است این است که در زمره دلایلش دلیلی را بیاورد که فسخ کرده . اگر دلیل فسخ اظهارنامه باشد نکته اي که مهم است این است که باید دقت شود که آیا عبارات خواهان در اظهارنامه دلالتی بر فسخ دارد یا خیر
برخی از قضات نیز معتقدند که همین که خواهان با دادخواستش دادخواهی ارائه کرده است خود گواه بر نیت باطنی و فسخ وی بوده است و نیازی به اظهارنامه یا… نیز نیست اما نقد بر این است که اصل بر لزوم قرارداد هاست و تا جای امکان باید از قرارداد را حفظ کرد و بر این نقد نیز نقد می شود که اصول عملیه جایی کاربرد دارند که اماره ای در میان نباشد الاصل لا حیث لا دلیل اما اینجا نوعا اماره داریم در هر حال رویه غالب قضایی بر عدم قبول دادخواست به عنوان اعمال حق فسخ است.

جعفر زیره ای
23 تیر 1404 در 12:28 ق.ظسلام بنده خودرویی رو شفاها از کسی خریداری کردم و شفاها هم حق فسخ تا یک ماه دارم آیا برای فسخ این قرارداد باید کتبا اعلام کنم فسخ رو یا شفاها کافیه؟
احسانی
23 تیر 1404 در 2:27 ب.ظسلام بالاخره برای فسخ قراداد ارسال اظهارنامه لازم هست یا خیر؟
امیر یزدانی
23 تیر 1404 در 4:30 ب.ظسلام وقت بخیر
نیازمند اعلام فسخ هستید چه شفاهی و چه کتبی اگرچه کتبی بهتر است اما در صورت مستند سازی اعلام فسخ شفاهی، معتبر خواهدبود
امیر یزدانی
23 تیر 1404 در 4:31 ب.ظسلام وقت بخیر
بهتر است اظهارنامه ارسال گردد
موفق باشید